اسلایدر

داستان شماره 907

داستانهای باحال _ داستانسرا

داستانهایی درباره خدا_ پیغمران_ امامان_دین_ امام علی_ قضاوت امام علی_ اصیل ایرانی _ پادشاهان _عاشقانه_ ملا_ شیوانا_ بهلول_ بزرگان_ غمگین_ طنز_ جالب_ معجزه_ پسرانه_ عبرت آموز هوسرانی_ صفا و صمیمیتها_ شنیدنی_ زندگی_ موفقیتها_ خوش یمن_ طمع_ آموزنده_ بی ادبانه _ احساسی_ ترسناک _بقیه و..

داستان شماره 907

داستان شماره 907

مجوز همراهی

 

بسم الله الرحمن الرحیم
شیوانا به همراه دو نفر ازشاگردانش از راهی می گذشتند. در مسیر راه یکی از شاگردان شیوانا بی احتیاطی کرد و داخل گودالی عمیق افتاد. شیوانا و همراهش چون نمی توانستند به تنهایی او را نجات دهند، تصمیم گرفتند از رهگذران کمک بگیرند. دو رهگذر از دور پیدا شدند. یکی مردی بسیار تنومند و قوی هیکل بود که لباس هایی نامرتب به تن داشت و سروصورتی خاک آلود و به هم ریخته و دیگری مردی لاغر و ضعیف که لباس هایی تمیز به تن داشت و با وجود ضعف ، موهایی کاملا مرتب و صورتی آراسته داشت. شیوانا بلافاصله به شاگرد همراه گفت:” برو و از آن آقایی که لاغر است و لباس تمیز دارد درخواست کمک کن!؟
شاگرد با حیرت اشاره ای به مرد قوی هیکل کرد و گفت:” اما استاد! آن رهگذری تنومند می تواند بیشتر مفید باشد!؟
شیوانا سری تکان داد و گفت:” اگر قرار باشد کمکی شود از جانب همان آقای لاغر اندام است
شاگرد شیوانا بی اعتنا به کلام استاد به سمت مرد تنومند رفت و از او کمک خواست. مرد غول پیکر بی اعتنا به شاگرد و حرفهایش ، جوابی بی ادبانه داد و راه خود را گرفت و رفت. مرد لاغر اندام که متوجه قضیه شد بدون اینکه از او درخواستی شود به سوی شیوانا دوید وکمک کرد تا فرد آسیب دیده از درون گودال بیرون آید
وقتی همه چیز به خیرو خوشی تمام شد و مرد لاغر اندام خداحافظی کرد و رفت. شاگرد شیوانا با حیرت از او پرسید:” شما از کجا فهمیدید که مرد لاغر اندام اهل کمک است و آن رهگذر تنومند خاصیت و استعداد کمک ندارد!؟
شیوانا تبسمی کرد و گفت:” از لباس های تمیز و سروصورت آراسته مرد لاغر اندام مشخص بود که او خودش را همانطوری که هست دوست دارد و برای خودش و لباسی که به تن می کند ارزش قائل است. اولین گام برای کمک به دیگران این است که به خودت کمک کنی! آن تنومند با وجود هیکل غول پیکری که داشت نسبت به سلامتی و زیبایی خودش بی تفاوت بود. چگونه انتظار داری کسی که نسبت به عزیزترین آشنای زندگی یعنی خودش بی خیال وبی تفاوت و بی رحم است نسبت به دیگران از خود رحم و شفقتی نشان دهد. او مجوز بی رحمی به خودش را صادر کرده وخودش را به این روز انداخته است. طبیعی است که این مجوز را با شدت بیشتری در مورد دیگران هم به کار می گیرد و به سوی هیچ درمانده ای دست مساعدت دراز نمی کند.ولی برعکس آن مرد لاغر اندام به محض اینکه متوجه قضیه شد ، بدون اینکه از او  درخواست شود برای کمک عجله کرد
او به طور ناخودآگاه چنین کاری را انجام داد. دوست داشتن خودش و باور اینکه موجود باارزشی است به او اجازه نمی دهد تا بی اعتنا باشد و با کمک نکردن به یک نیازمند ، خودش را نزد خودش بدنام و بی اعتبار سازد



[ پنج شنبه 7 مهر 1391برچسب:داستانهای شیوانا ( 1, ] [ 20:55 ] [ شهرام شیدایی ] [ ]